کهن دیار
بازی
چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386 ساعت
00:54 AM
مثل بازی های دوران کودکی
تو ساختی
من هم خراب کردم
اما تو بزرگی
کودک را هم می شود بخشید
من تاریخ خواندم و خود را وارث وحشتی عظیم یافتم . و دریافتم که جراحات تاریخی من با بزک های دیگران خوب نمی شود ...
اما توانستم آرام آرام صدای مردمی را بشنوم که در تاریخ گفته نشده اند.
« بهرام بیضایی»
روزانه
سایت رسمی روزنامه اعتماد
گاهی دلم برای یک روشن فکر تنگ می شود
سایت رسمی دکتر علی شریعتی
انسان ٬ خدا گونه ای در تبعید
آرشیو
تیر 1387
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
انتخاب ماه
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
تیر 1387
لینک دوستان
چشمان حقیقت
شاید همین باشد !
مسیح علی نژاد
نقش خیال
هیچ کس نمی داند من هستم
بائوبا
رضا عظیمی
اینجا ایران است
قلندر نامه
روزگاری من ...
کلاغ سفید
قایق آبی
دست نوشته های محمد
روژیار
کاپوچینو
مهر آیین
گذرگاه
روزهای ما
عنوان آخرین یادداشت ها
آدرس جدید
مانا
قتل
اجل مسما
نامه ای به یک زندانی
بازی
خانه ای که دوست داشتنی نیست
هذیان نیمه شب من
نشانی
پیک هفتم
دلتنگی
« خشکی درخت ٬ از کدام ریشه آب می خورد ؟ »
پاییز
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
لبخند
تعداد بازدیدکنندگان : 6639